مرتضى راوندى

379

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

به نظر آقاى سامى : « در عهد هخامنشى ، بافت پارچه‌هاى پشمى نرم و لطيف و قاليهاى زيبا معمول گرديد و به اطراف دنياى آن روز ، مخصوصا به مصر كه در آن زمان خود بخشى از اين شاهنشاهى را تشكيل مىداد ، و به يونان صادر مىشده است . اسكندر مقدونى هنگامى كه به پاسارگاد رفت ، تابوت زرين آرامگاه كوروش بزرگ با فرش ظريفى كه آن را پوشانيده بود ، ديد . گزنفون مىنويسد : « پارسيها در لباس و تجمل و شكوه از ماديها پيروى كرده و قاليهاى آنها را به كار مىبردند . » در تورات ، استر ، آيهء 6 ، ضمن توصيف ضيافت شاهنشاه هخامنشى در كاخ شوش ، چنين آمده است : « پرده‌ها از كتان سفيد و لاجورد با ريسمانهاى سفيد ، و ارغوانى در حلقه‌هاى سيم بر ستونهاى مرمر سفيد آويخته بود . » كنت كورث ، تاريخ‌نويس عهد باستان ، دربارهء لباسها و فرشها و پارچه‌هاى عالى كه در آتش‌سوزى تخت‌جمشيد طعمهء آتش گرديد و يا غارت شد ، مطالبى جالب نوشته است . اين روايات معلوم مىدارد كه هنر پارچه‌بافى و قاليبافى پيش از عهد هخامنشى ، در ايران‌زمين ، رواج داشته تا توانسته بودند در آن روزگاران ، نمونه‌هايى آنچنانكه تاريخ‌نويسان نوشته‌اند پديد آورند . » « 1 » خوشبختانه ، از ميان پارچه‌ها و آثار گوناگون بافندگان آن دوران ، به حكم اتفاق ، چند پارچه فرش در تپه پازيريك ، نزديك مغولستان ، بهمت باستانشناس شوروى ، رودنكو ، كشف گرديد كه از وسعت دامنهء فرش‌بافى در آن دوران حكايت مىكند . علاوه‌براين ، قطعه پارچه‌اى به دست آمده كه تعدادى شيرهاى غران را نشان مىدهد ، كه يال آنها به رنگ آبى و قهوه‌اى يا قرمز است . كشف اين آثار نشان مىدهد كه متجاوز از چهار قرن قبل از ميلاد ، در اين سرزمين ، صنعت بافندگى وجود داشته و غير از طبقات ممتاز ، طبقهء متوسط و محروم ايران نيز از پارچه‌هاى ساده و زمخت براى تن‌پوش و حفظ بدن از سرما استفاده مىكردند . بطوريكه از تصوير يك كشاورز عهد هخامنشى ( در حال شخم‌زدن زمين ) برمىآيد ، وى از لنگى بعنوان تن‌پوش و لباس ، استفاده مىكرده است [ نگاه كنيد به : جلد اول ، ص 455 ] . « ضمن صادرات ايران از شاهنشاهى اشكانى به كشور روم ، منسوجات گوناگون و قالى و قاليچه‌هاى ابريشمى را نوشته‌اند . از اين دوره ، تجارت ابريشم چين با روميها از راه ايران صورت مىگرفته است . جادهء معروف به ابريشم ، از زمان اشكانيان ، بين چين و ايران و كشورهاى باخترى ، احداث گرديده است . در عهد ساسانيان ، بافتن پارچه‌هاى ابريشمى و پشمى و صدور كالا و فرآورده‌هايى كه از اين راه در تمام حوزهء پهناور شاهنشاهى بدست مىآيد ، براى كشورهاى خاور و باختر خود يك منبع مهم درآمد اقتصادى بود . از قطعات گوناگونى كه از پارچه‌هاى آن عهد باقى مانده است مىتوان به انواع مختلف پارچه‌هاى عهد ساسانى پىبرد . از صنايع عمدهء بعضى از نواحى ايران ، بافتن پارچه‌هاى متنوع چهار فصل از قبيل پارچه‌هاى بهارهء شاهگانى و ديبقى از مرو شاهجهان ، پارچه‌هاى پاييزى دو پودى و ابريشمى مرو و پارچه‌هاى توزى ، خز مصنوعى ، و پشمى بوده است . ثعالبى در غرر السير نوشته است : « خسرو از ريدك ، غلام داناى خود ، پرسيد : بهترين

--> ( 1 ) . على سامى ، « بافندگى » ( مقاله ) ؛ مجلهء بررسيهاى تاريخى ، سال پنجم ، شمارهء سوم ( به اختصار ) .